پنج نیاز اساسی انسان ها در قالب ازدواج

همه ی انسان ها برای ارضای پنج نیاز اساسی که در ژن های ما ریشه دارد، تلاش می کنند. این پنج نیاز عبارتند از:
۱- نیاز به بقا
۲- نیاز به عشق و احساس تعلق
۳- نیاز به قدرت و پیشرفت
۴- نیاز به آزادی
۵- نیاز به تفریح

 

 

ازدواج کانونی است که برای تامین نیازهای اساسی زنان و مردان بنا نهاده شده است. اگر افراد متاهل بدانند که تحت تاثیر پنج نیاز اساسی خود هستند و از ابتدای زندگی مشترکشان با هم برای ارضای این نیازها تلاش کنند، در بهبود روابط زناشویی آن ها پیشرفت چشمگیری ایجاد خواهد شد.

 

نیاز به بقا: مشکلات زندگی زناشویی با مسائل اقتصادی گره خورده اند.
میزان نیاز افراد به بقا براساس برنامه ژنتیکی آن ها متفاوت است. معمولا این تفاوت زمانی خود ار نشان می دهد که یک طرف بیشتر از دیگری مقتصدانه عمل کند و این ویژگی غالبا با عباراتی مانند: حساس نسبت به پول، عنوان می شود.
در بیشتر زندگی های مشترک رایج ترین نشانه تفاوت در نیاز به بقا، اختلاف بر سر مسائل اقتصادی است.
این گفته حکیمانه که می گوید «ثروت خوشبختی نمی آورد، اما فقر بدبختی آورد» اهمیت ارضای این نیاز را در ازدواج تایید می کند.

 

نیاز به عشق و احساس تعلق: هسته ژنتیکی یک ازدواج شاد
برخلاف نیاز به بقا، برای تامین این نیاز وجود یک فرد دیگر ضروری است. زنان نسبت به مردان و شاید به خاطر ایفای نقش مادری، احساس نیاز بیشتری به عشق و احساس تعلق دارند. غالبا این بدان معناست که زنان مایلند محبت بیشتری نثار دیگران کنند، اما شاید برایشان چندان تفاوتی نکند که در مقابل چقدر محبت دریافت می کنند.
اگر خانمی به لحاظ ژنتیکی بیشتر از شوهرش به کحبت نیاز دارد، دو راه پیش رویش است:: ۱٫ می تواند دم نزند و به احساس ناکامی خود ادامه دهد و حتی با غرغر و سرزنش و مقایسه کردن های مخرب جذابیت کمتری از خود نشان دهد، و ۲٫ تلاش کند به شیوه های گوناگون به همسرش چشیدن لذت محبت کردن را بیاموزد.

 

نیاز به قدرت: راز ازدواج در ژن های ما نهفته است.
هیچ رابطه انسانی به اندازه ازدواج محل جنگ و منازعه نیست. علت چیست و چگونه می توان جلوی این رفتارها را گرفت؟
پاسخ این سوالات کلید رمز معمای ازدواج است.
حداقل احترامی که نیاز داریم این است که فردی که برایش اهمیت قائلیم، در خوش بینانه ترین حالت همسرمان، به حرف های ما گوش دهد. اگر این احترام را دریافت نکنیم، برای به دست آوردن آن تلاش می کنیم، اما اغلب پس از مدتی ناامید می شویم و در اینجاست که رابطه ما به شدت آسیب می بیند.
گلاسر معتقد است، ناتوانی یکی یا هر دوی زوجین در ارضای نیاز به قدرت خود، مانع اصلی رسیدن به یک زندگی زناشویی رضایتمند است.
موفقیت در هر نوع رابطه ای، از جمله ازدواج، مستلزم دوستی دو طرفه است تا از همراهی دیگری لذت ببرند. دوستی بیش از رابطه جنسی یا عشق و محبت، بر برابری قدرت طرفین یا عدم کشمکش بر سر قدرت استوار است. هیچ راه دیگری وجود ندارد.

 

نیاز به آزادی: چالشگر ازدواج
آزادی گرایش به انجام کارهای مورد علاقه مان است.
اکثر عصبانیت هایی که در زندگی مشترک نمایان می شود بدین علت است که یکی از زوجین، غالبا مرد، احساس می کند بیش از حد محدود شده است.
گفتوگو کردن تنها راه حل مشکلات مربوط به نیاز به آزادی است. اگز طرفین نپذیرند که هر یک به مقدار معینی آزادی نیاز دارد، زندگیشان رنگ رضایت و خشنودی نخواهد دید.
البته گفتوگو در مورد آزادی شاید دشوارترین گفتوگوی میان زوجین باشد.  از این رو بهتر است پیش از ازدواج میزان نیاز هریک از طرفین به آزادی در نظر گرفته شود.

 

نیاز به تفریح: نیازی که سها تر از سایر نیازها در ازدواج تامین می شود.
اشتیاق به تفریح به گونه های مختلف خود را نشان می دهد. مطالعه، گوش کردن به موسیقی، سفر و سرگرمی های گوناگون دیگر.
خوش گذراندن حتما مستلزم داشتن رابطه جنسی، پول و تلاش زیاد نیست، فقط لازم است همان کارهایی را انجام دهید که قبل از ازدواج یا در ابتدای ازدواج بارها انجام داده اید.
بزرگترین مانع رضایتمندی و شادکامی در روابط زناشویی به کارگیری انتقاد، سرزنش، شکوه و غر زدن است.

 

منبع: ازدواج بدون شکست، دکتر گلسر

ψ مهناز نیکو – روانشناس

سوال خود را مطرح کنید :


پاسخی بگذارید