پرسشنامه سبک های مقابله با استرس

پرسشنامه سبک های مقابله با استرس لازاروس و فولکمن (۱۹۸۵) يك پرسشنامه ۶۶ سوالی است كه توسط لازاروس و فولكمن (۱۹۸۵) و بر اساس يك نظريه شناختي-پديدارشناختي درباره تنيدگي، برآورد و مقابله ساخته شده است، و به سنجش افكار و اعمالي كه افراد براي مقابله با برخوردهاي تنيدگي زاي زندگي روزمره به كار مي روند، مي پردازد.

 

 

آزمودنی بر مبنای یک مقیاس لیکرت که دارای ۴ نمره می باشد (۰ بکار نمی برم ، ۱ تا حدی به کار می برم، ۲ بیشتر مواقع بکار می برم ۳ خیلی زیاد استفاده می­ کنم) پاسخ می دهد و دو راهبرد مقابله اي مسئله مدار و هيجان مدار را اندازه گيري مي كند.

 

این پرسشنامه ۸ مقیاس را مورد سنجش قرار می دهد، شامل

 

مقیاس های مساله مدار، شامل:
حمایت اجتمـاعی (سوال های: ۸، ۱۸، ۲۲، ۳۱، ۴۲، ۴۵) توصیف کننده تلاشهایی که در جستجوی حمایت اطلاعاتی و هیجانی هستند.
مسـئولیت پـذیری (سوال های: ۹، ۲۵، ۲۹، ۵۱) توصیف کننده پذیرش نقش خویش در مشکل است که همواره با تلاش در جهت قراردادن هر چیزی بجای درست همراه است.
حـل مدبرانه مسئله (سوال های: ۱، ۲۶، ۳۹، ۴۸، ۴۹، ۵۲) توصیف کننده تلاشهای اندیشمندانه مشکل مدار جهت تغییر موقعیت است.
ارزیابی – مجدد (سوال های: ۲۰، ۲۳، ۳۰، ۳۶، ۳۸، ۵۶، ۶۰) توصیف کننده تلاشهایی است که با تمرکز بر رشد شخصی معنای مثبت می آفریند این مقیاس معنای مذهبی دارد.

 

مقیاس های هیجان مدار، شامل:
رویارویی (سوال های: ۷،۶، ۱۷، ۲۸، ۳۴، ۴۶) توصیف کننده تلاشهای پرخاشگرانه جهت تغییر موقعیت بود و درجاتی از خصومت و خطر طلبی را ارائه میدهد.
دوری گزینی (سوال های: ۱۲، ۱۳، ۱۵، ۲۱، ۴۱، ۴۴) توصیف کننده تلاشهای شناختی برای جدا کردن خویش و به حداقل رسانیدن اهمیت موقعیت است.
خویشتن داری (سوال های: ۱۰، ۱۴، ۳۵، ۴۳، ۵۴، ۶۲، ۶۳) توصیف کننده تلاشهایی است که احساسات و اعمال فرد را تنظیم میکند.
گریز – اجتناب (سوال های: ۱۱، ۱۶، ۳۳، ۴۰، ۴۷، ۵۰، ۵۸، ۵۹) توصیف کننده تفکر آرزویی و تلاشهای رفتاری جهت گریز و اجتناب از مشکل است.

 

برای هر سوال نمره مشخص شده را قرار داده و در نهایت نمرات را جمع کنید.
الف. چنانچه نمره محاسبه شده بین ۰ تا ۶۶ باشد، نشانه میزان بکارگیری سبک مقابله ای در فرد در حد پایین می باشد.
ب. چنانچه نمره محاسبه شده بین ۶۶تا ۱۱۰ باشد، نشانه میزان بکارگیری سبک مقابله ای متوسط می باشد.
ج. چنانچه نمره محاسبه شده ۱۱۰ به بالا باشد، نشانه میزان بکارگیری سبک مقابله ای در فرد بالا می باشد.

 

برای پاسخ به عبارت های این پرسشنامه شما باید یک موقعیت پراسترس را در ذهن مجسم کنید. در مورد پراسترس ترین موقعیتی که دریک سال گذشته تجربه کرده اید فکر کنید (منظور ما از این موقعیت پراسترس موقعیتی است که برای شما دشوار یا آزاردهنده بوده است.)
سپس هرعبارت رابه دقت بخوانید و ببینید شما آن را به چه صورتی به کار می برید و شماره مربوطه را با علامت (*) مشخص نمایید.

 

خیلی زیاد به کارمی برم

به کارمی برم

به ندرت به کارمی برم

به کارنمی برم

(۳)

(۲)

(۱)

(۰)

 

 

۳

۲

۱

۰

شرح سوال

ردیف

        همه حواسم را فقط روی آنچه که درقدم بعدی میخواستم انجام بدهم متمرکز میکردم. ۱
        سعی میکردم موضوع راتجزیه وتحلیل میکردم تا آن رابهتر درک کنم. ۲
        خودم را به انجام کاردیگری مشغول میکردم تا کمتربه آن موضوع فکرکنم. ۳
        سعی کردم حتی اگرشده یک نکته مثبت هم در آن موقعیت پیداکنم. ۴
        احساس میکردم که گذشت زمان مسئله راحل میکند و فقط باید صبر کرد و منتظر ماند. ۵
        کارهایی را انجام میدادم که میدانستم سودی ندارد ولی به خود میگفتم حداقل یک کاری کرده ام. ۶
        سعی میکردم فرد مورد نظر را قانع کنم که تغییر نظر یا عقیده بدهد. ۷
        برای اینکه اطلاعات بیشتری راجع به موقعیت بدست آورم بافرد دیگری دراین موردصحبت میکردم. ۸
        خودم را مورد انتقا د قرارمیدادم ویا نصیحت میکردم. ۹
        سعی میکردم طوری عمل کنم که به اصطلاح همه پلها را خراب نکنم. ۱۰
        امیدوار میشوم معجزه ای رخ بدهد. ۱۱
        تسلیم سرنوشت میشوم اما بعضی مواقع بدشانسی می آورم. ۱۲
        به کارم ادامه میدادم انگار که اتفاقی نیفتاده است. ۱۳
        سعی میکردم احساساتم رابرای خودحفظ کنم وآن رابروزندهم. ۱۴
        سعی میکردم خوشبین باشم و یا به اصطلاح به طرف روشن آینه نگاه کنم. ۱۵
        بیشترازمعمول میخوابیدم. ۱۶
        خشم خودرا نسیت به افرادی که مسبب مشکل بوده اندابرازمیکردم. ۱۷
        درک وهمدردی دیگران را میپذیرفتم. ۱۸
        به خود تذکراتی میدادم که باعث شودسبکترشوم. ۱۹
        فکرمیکردم یک ابتکاری انجام دهم. ۲۰
        سعی میکردم به طورکلی مسئله رافراموش کنم. ۲۱
        سعی می کردم خودراتغییردهم وبه طورمعقول عمل کنم. ۲۲
        ازفردی مطلع وحرفه ای طلب کمک میکردم. ۲۳
        کاری انجام میدادم ومنتظرمیماندم ببینم چه اتفاق می افتد. ۲۴
        معذرت خواهی میکردم وسعی میکردم دل طرف رابه دست آورم. ۲۵
        برای کارم برنامه ریزی میکردم وآن راانجام می دادم. ۲۶
        توقع خودراپایین می آورم وبهترین موقعیت موجودرا هرچند مطابق خواسته ام نبود انتخاب میکردم. ۲۷
        به نحوی احساساتم راتخلیه میکردم. ۲۸
        استدلال میکردم که تقصیرخودم بوده است. ۲۹
        کارراانجام میدادم و پس ازآن حالم خیلی بهترمی شد. ۳۰
        بافردی که میتوانست کاری رادراین مورد انجام دهم صحبت میکردم. ۳۱
        سعی میکردم برای مدتی ازمحیط دورشوم؛استراحت میکردم یامرخصی میگرفتم. ۳۲
        سعی میکردم که با خوردن ،نوشیدن وسیگارکشیدن یامصرف کردن دارو حالم بهترشود. ۳۳
        خودرابه اصطلاح به قضاوقدرمیسپردم وریسک میکردم. ۳۴
        سعی میکردم خیلی عجله نکنم و راجع به موضوع بیشترتامل میکردم. ۳۵
        ایمان واعتقادجدیدراپیدامیکردم. ۳۶
        غرورخودراحفظ میکردم وخم به ابرونمی آوردم. ۳۷
        زندگی رامرورمیکردم وفکرمیکردم به اینکه درزندگی چیزهای مهمتری هم هست. ۳۸
        وضیعت راطوری تغییرمیدادم که همه چیزبه نفع من تمام شود. ۳۹
        به کلی ازهمه کناره میگرفتم. ۴۰
        زیادبه آن فکرنمیکردم ونمیگذاشتم که این موضوع مراناراحت کند. ۴۱
        ازدوستانی که برایشان احترام قائل بودم نظرخواهی میکردم وازآنهامیخواستم مراراهنمایی کنند. ۴۲
        به روی خودنمی آوردم تادیگران متوجه این موضوع نشوند. ۴۳
        موقعیت رابی اهمیت تلقی میکردم وآن رازیادجدی نمیگرفتم. ۴۴
        بایک نفردردودل میکردم تااحساساتم را برایش شرح دهم. ۴۵
        پایم رادریک کفش میکردم وسرحرف خو د می ایستادم. ۴۶
        دق دلم راسردیگران خالی میکردم. ۴۷
        به گذشته برمیگشتم،کوشش میکردم مرورکنم که درموقعیتهای مشابه چه کارمیکرده ام. ۴۸
        میدانستم چه کاربایدبکنم ولذا باتلاش مضاعف سعی میکردم کارراانجام دهم. ۴۹
        ازقبول آنچه اتفاق افتاده است امتناع میکردم. ۵۰
        به خودم وعده میدادم که دفعه بعداوضاع متفاوت خواهدبود. ۵۱
        بلاخره چندراه حل مختلف برای مشکل پیدامیکردم. ۵۲
        آن وضع رامیپذیرفتم چون فکرمیکردم چاره دیگری ندارم. ۵۳
        سعی میکردم احساسات خودراکنترل کنم ونگذارم این موضوع زیادروی جنبه های دیگر زندگی ام تاثیربگذارد. ۵۴
        آرزومیکردم که میتوانستم یاوضیعت راتغییردهم ویااحساسات خودم را. ۵۵
        خودراتغییرمی دادم. ۵۶
        دررویاهای خودم موقعیتی رابهترازآنچه که درآن بوده ام،مجسم می کردم. ۵۷
        آرزومیکردم وضع به گونه ای تغییرمیکردویاطوری میشد که ازشرآن راحت می شدم. ۵۸
        درمورداینکه چگونه میتوانم این مشکل راحل نمایم خیال پردازی میکردم و آرزومیکردم که همه چیزبه خوبی تمام شود. ۵۹
        درآن موقعیت دعامیکردم. ۶۰
        خودم رابرای بدترین پیشامدها آماده میکردم. ۶۱
        چیزهایی راکه بایدمیگفتم ویاکارهایی راکه بایدانجام میدادم پیش خودم مرورمی کردم. ۶۲
        فکرمیکردم فردی که خیلی موردقبول من است چگونه بااین موقعیت کنارمی آمد و او را الگوقرارمیدادم وهمان کاررامی کردم. ۶۳
        سعی میکردم موقعیت راازدیدگاه دیگران ببینم. ۶۴
        به خودم میگفتم که وضع میتوانست ازاین هم بدترشود. ۶۵
      ورزش یاپیاده روی میکردم. ۶۶

سوال خود را مطرح کنید :


پاسخی بگذارید