مقابله با فشار روانی

ما نمی تونیم چیزهایی که باعث فشار روانی می شوند رو از بین ببریم، فقط می تونیم یاد بگیریم که چطور مشکلاتمون رو تفسیر کنیم و از راه های کارآمد برای مقابله با آن ها استفاده کنیم.

 

لازاروس وفولکمن (۱۹۸۴) دو نوع کلی مقابله با فشار روانی را مشخص کرده اند: ۱- مقابله متمرکز برمشکل (مسئله مدار) و ۲- مقابله متمرکز بر هیجان (هیجان مدار).
راهبرد متمرکز بر مشکل می تواند معطوف به بیرون باشد. هدف راهبردهای مقابله ای معطوف به بیرون تغییر موقعیت یا رفتارهای دیگران است، درصورتی که راهبردهای مقابله ای معطوف به درون شامل تلاش هایی است که برای بررسی مجدد نگرش ها و نیازهای خود و کسب مهارت ها و پاسخ های تازه انجام می دهیم.
هدف اصلی مقابله متمرکز بر هیجان کنترل ناراحتی هیجانی است. راهبردهای مقابله ای متمرکز بر هیجان شامل تمرین جسمانی، مراقبه، بیان احساسات و جستجوی حمایت اجتماعی است.
وقتی افراد احساس کنند که می توانند درباره مشکل یا موقعیت، کاری انجام دهند، به احتمال زیاد به مقابله متمرکز بر مشکل دست می زنند. ولی زمانی که مشکل یا موقعیت را فراتر از توانایی های خود تلقی می کنند، به احتمال زیاد به مقابله متمرکز بر هیجان دست می زنند.

 

خب توی زندگی همه ما پیش اومده که گاهی از راه هایی استفاده می کنیم که متمرکز به مشکلمون هست و مربوط به بیرون از ما میشه. مثلا از بین راه های مختلفی که فکر کردیم، راهی که برامون کم هزینه تر یا سودمند تر هست رو انتخاب کردیم. گاهی هم راه هایی رو استفاده کردیم که به درون ما مربوط میشه. مثلا به جای تغییر محیطمون، خودمون رو تغییر دادیم، نگاه خودمون و یا سطح توقعمون رو تغییر دادیم. (این واقعا عالیه)

 

 

خب گاهی اوقات هم از راه هایی استفاده می کنیم که متمرکز به هیجان هست. یعنی یک پاسخ هیجانی میدیم. مثلا به شوخی گرفتن مشکل، انکار کردن، توجیه کردن، بیان احساس، ورزش، گریه و … اما اینو بدونید که پاسخ هیجانی لزوما راه خوبی برای روبه رو شدن با مشکل نیست، اگرچه گاهی اوقات برای کنار آمدن با مشکل کمک کنندست.

 

 

اما در کل آدم های موفق معمولا هنگام فشار روانی، به هر دو راهبرد مشکل مدار و هیجان مدار متوسل می شوند. هر چند در بلند مدت، کنار آمدن مشکل مدار مؤثرتر از کنار آمدن هیجان مداراست.

 

بنابراین به دلیل وجود تفاوت های فردی، استرسورهای یکسان در افراد مختلف پاسخ یکسانی به وجود نمی آورد، بلکه واکنش ها و رفتارهای مقابله ای فرد در مقابل فشارزاها تحت تأثیر یک سری عوامل قرار دارد که می توان برخی از این عوامل را در اینجا به طور مختصر توضیح داد.

 

واکنش های فیز یولوژیکی بدن
بدن با واکنش ستیز یا گریز به فشار روانی واکنش نشان می دهد.دستگاه عصبی سمپاتیک مو افزایش ضربان قلب ،افزایش فشار خون، گشادی مردمک ها، و آزاد شدن قند اضافی از کبد می شود

 

 

البته واکنش های فیزیولوژیکی افراد مختلف در مقابل فشار زاها متفاوت است. یورگنسن و همکاران وی (۱۹۸۸) در مطالعه ای نشان دادند که کسانی که در اثر فعالیت های جسمانی ضربان قلبشان سریعتر افزایش پیدا می کند، احتمال بیماری تصلب شراین در آنها به هنگام روبه رو شدن با فشارزاهای روانی شدید بیشتر از افرادی است که ضربان قلب آنها در اثر فعالیت های جسمانی به کندی افزایش پیدا می کند.

 

تیپ شخصیتی A
نوع تیپ شخصیتی در چگونگی مقابله فرد در مقابل فشار روانی تأثیر دارد. اگر شخصی خیلی پرانرژی، رقابت جو، بی حوصله و ستیزه جو باشد، احتمالا آثار فشار روانی، شدت پیدا خواهد کرد. میر فریدمن و ری روزنمن (۱۹۷۴) دو متخصص قلب آمریکایی با استفاده از یکسری آزمایشات، دو نوع الگوی تیپ شخصیتی A وB  را معرفی کردند. افرادی که تیپ شخصیتی A دارند، همیشه عصبانی هستند، فوریت زمان را احساس می کنند، جاه طلب هستند، پرتنش هستند و به مسئولیت های خود می اندیشند. اما در مقابل کسانی که تیپ شخصیتی B دارند افرادی آرام، بدون تنش و آسوده هستند. این پژوهش ها نشان داده است که افراد تیپ A وقتی با موقعیت های استرس زا روبه رو می شوند نسبت به افراد تیپ A واکنش های فیزیولوژیکی شدیدتری نشان می دهند که خود باعث افزایش میزان کلسترول خون، لخته شدن خون، افزایش فشار خون، سفت شدن عضلات و افزایش ترشح هورمون نوراپی نفرین می شود که باعث آریتمی و نا به هنجاری های کارکرد قلب می شود و در نتیجه خطر ابتلای به بیماری های قلبی-عروقی را افزایش می دهد.

 

 

کنترل شخصی
یک جنبه مهم فشار روانی ،میزان کنترل شخص بر فشار روانی وادراک او در این خصوص است. احساس کنترل نداشتن بر فشار روانی می تواند سبب درماندگی آموخته شده شود که ایجاد افسردگی می کند. متقابلا، احساس کنترل داشتن، فشار روانی را کم می کند و امکان استفاده از راهبردهای مشکل حل کن در کنار آمدن با فشار روانی را فراهم می کند. میتاگ و شوارزر (۱۹۹۳) معتقدند احساس کنترل شخصی باعث می شود آدم ها سراغ سبک های زندگی ناسالم و پرخطر نروند و رفتارهای ضامن سلامتی داشته باشند.

 

 

حمایت اجتماعی
بررسی های بی شماری حاکی از آنند که افرادی که از پیوندهای اجتماعی بسیاری برخور دارند، (همسر، دوستان، بستگان و اعضای گروه ها در اطراف آن هستند) در مقایسه با کسانی که تماس های اجتماعی حمایت کننده کمتری دارند، طول عمر بیشتری دارند و کمتر در معرض ابتلا به بیماری های مرتبط با فشار روانی قرار دارند (کوهن و ویلز، ۱۹۸۵). معمولا اگر آدمی مجبور باشد بدون یاری های دیگران و به تنهایی با رویدادهایی مانند طلاق، مرگ یک دوست محبوب یا بیماری سختی روبه رو شود، این رویدادها آسیب زننده تر می شوند (کوهن و ویلیامسون، ۱۹۹۱).

 

 

سرسختی روانشناختی
سرسختی روان شناختی یک نوع سبک شخصیتی که صاحب آن به جای کنار کشیدن، احساس التزام و به جای احساس ناتوانی احساس کنترل می کند و مشکلات را چالش می داند نه تهدید. سرسختی روان شناختی عبارت است از خصوصیات شخصیتی خاصی که سه ویژگی تعهد، مبارزه جویی، و حس کنترل دارد و فرد را در مقابل فشار روانی مقاوم می کند. (پرسشنامه سرسختی روانشناختی در همین سایت برای شما قرار داده شده است)

 

ψمهنار نیکو- روانشناس

 

 

 

سوال خود را مطرح کنید :


پاسخی بگذارید