افکار در داخل ظرف غذا

چی می شد اگر افکار مثل نهار داخل ظرف غذا بودند؟

 

 

شما افکارتان را این طرف و آن طرف می برید، مانند کودکی که ساندویچش را با خود این طرف و آن طرف می برد.
یک فکر اغلب چیزی است که شما آن را به زور همراه خود می برید. شما مجبور نیستید یک فکر را بخورید و هضم کنید.

 

افکار خاصی را تصور کنید که محتوای ظرف غذایتان را تشکیل می دهند. چه کسی اهمیت می دهد که آیا یک ساندویچ مغز در ظرف شماست؟ شما می توانید ساندویچ را همانجا بگذارید و یا با خود ببرید. شما مجبور نیستید آن را بخورید.

 

خب حالا آزمایش به همراه داشتن ساندویچ مغر را با افکارتان انجام دهید.
افکارتان را روی تکه های کاغذ بنویسید.

 

 

تکه های کاغذ را سراسر روز با خودتان حمل کنید.
چه احساسی دارید وقتی افکارتان را مثل اشیایی با خود به این طرف و آن طرف می برید؟
توجه کنید که شما می توانید سراسر روز فقط این افکار را همراه خود داشته باشید بدون اینکه درگیر آن ها شوید یا با آن ها جروبحث کنید یا مخالفت و موافقت کنید.
شما فقط و فقط آن ها را همراه خود دارید.

 

در پایان روز، از خودتان بپرسید آیا همه چیز روبه راه است؟ آیا این کار را با همه افکارم می توانم انجام دهم؟

 

هر فکری، فقط یک فکر است. در یک لحظه به ذهنتان می آید و قبل از آنکه آن را بشناسید، یک فکر دیگر ظاهر می شود.
سعی کنید آزمایش ظرف غذا را با افکاری تمرین کنید که به شما برای رسیدن به اهدافتان کمک نمی کنند. این افکار صرفا مانند اشیایی با خود به این طرف و آن طرف ببرید.

 

رهایی از زندان ذهن- ماتیو مک کی
ψمهناز نیکو- روانشناس

 

 

 

سوال خود را مطرح کنید :


پاسخی بگذارید